دسته بندی موضوعی : هنر

ابراهیم حاتمی کیا

فیلم سینمایی آژانس شیشه ای

گزارش مشکل
Loading the player...
آژانس شیشه ای,اژانس شیشه ای,ابراهیم حاتمی کیا,حاتمی کیا,جانباز,گروگان گیری,آژانس,دفاع مقدس,جانباز فیلم سینمایی آژانس شیشه ای حاج كاظم: جیـگرم سوخت ... شیشه شکست ... مامور اومد ... اسلحه اش چسبید به دستم ..!
5943

نمایش ویدئو در وب سایت شما

 

فیلم سینمایی آژانس شیشه ای

نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا
تهیه کننده: شرکت وراهنر، بنیاد سینمایی فارابی، علی کمیجانی
مدیر فیلمبرداری: عزیر ساعتی
تدوین: هایده صفی یاری
موسیقی: مجید انتظامی
طراح صحنه: پرویز شیخ طادی، حمید چارکچیان
چهره پرداز: مهرداد میرکیانی
صدابردار: محمود سماک باشی
صداگذاری و میکس: محسن روشن
عکس: میترا محاسنی
بازیگردان: رضا کیانیان
انتخاب بازیگران: آتیلا پسیانی
بازیگران: پرویز پرستویی، حبیب رضایی، رضا کیانیان، بیتا بادران، قاسم زارع، محمد حاتمی، اصغر نقی زاده، صادق صفایی، نسرین نکیسایی، عزت الله مهرآوران، فرشید زارعی فر، صادق توکلی، فرهاد شریفی، فرهاد مهادیان، ساحره متین، مجید مشیری، هنگامه فرازمند، بهناز توکلی
سال ساخت: 1376
تاریخ نمایش: 1377
فروش در سینماهای تهران: 1.710.000.000 میلیون ریال
خلاصه داستان:
حاج کاظم دوست همرزمش عباس را پس از سال ها در یکی از خیابان های شلوغ تهران می بیند. عباس با همسرش نرگس برای مداوای ترکشی که در گردن دارد عازم بیمارستان است. حاج کاظم که با اتومبیلش مسافرکشی می کند، او را به بیمارستان می برد و پزشک معالج وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد. و اصرار می کند که در اسرع وقت عباس به بیمارستانی در لندن منتقل شود. زن و شوهر در خانه حاج کاظم ساکن می شوند تا مقدمات سفر مهیا شود. بهمن پزشک همرزمشان ویزای سفر را تهیه میکند و حاج کاظم نیز با فروش اتومبیل خود درصدد تهیه هزینه بلیط هواپیما است. خریدار اتومبیل به وعده اش عمل نمی کند و حاج کاظم پس از مرافعه با رئیس آژانس کاکتوس که قصد دارد بلیت رزور شده کاظم وعباس را به شخص دیگری واگذار کند، با گرفتن اسلحه یک سرباز وظیفه افرادی را که در آژانس هستند به عنوان شاهد نگه می دارد تا امکان سفرعباس و خودش به لندن فراهم شود. دو مامور امنیتی به نام های احمد همرزم حاج کاظم و سلحشور وارد ماجرا می شوند و پس از گفت و گو عده ای از شاهدان آزاد می شوند. سلحشور در مقابله با حاج کاظم معتقد به شدت عمل است. اما احمد به شیوه خود غائله را فیصله می دهد و همراه با حاج کاظم و عباس به سوی لندن پرواز می کند. قبل از خروج ازهواپیما از مرز هوایی کشور، هنگام تحویل سال نو، عباس جان می سپرد.
ديالوگ هاي ماندگار :

سلحشور : مُرّبی شما بعد جنگ سینما زیاد می رفتی نه؟ آخه برادر من، این جا که تگزاس نیست!

 

احمد : آقای سلحشور! اجازه می دید ما دو کلوم حرف بزنیم؟

 

سلحشور : تو حرف نمی زنی، تو داری لاس می زنی! آخرشو بهش بگو، ته خطو.

 

احمد : ته خطی وجود نداره سلحشور، حاج کاظم فرمانده گُردان بوده عباس هم از بچه های جنگه.

 

سلحشور : خوب دیگه بدتر! جُرم خودی ها که بیشتر از غریبه ها ست. واسه این مملکت که هزار تا دشمن داخلی و خارجی داره، از صبح تا شب داریم جوون می کَنیم؛ می کَنیم یا نمی کنیم؟ بعد آقا، خودی؛ شب عیدی می یاد اسلحهَ رو می ذاره رو شقیقه ی ما! این یعنی عدالت؟ چند تا جوون خونشون برا آرامش این مملکت از دست داده باشن خوبه؟ چند تا؟ دِ بگو، خوب بگو دیگه. [خطاب به حاج کاظم] یه ذره فکر کنی از کارت خجالت می کشی!

 

-----

 

عباس: مو اصلا توقعی نداشتم...سر زمین بودُم با تراکتور....جنگ هم که تموم شد،برگشتُم سر همو زمین،بی تراکتور! مو حتی دفترچه بیمه هم نگرفتم.حالا برا مو زوره که همچی تهمتی به مو بزنن....خواهر با شمام ، شما سهمتون رو دادین.سهمتون همین نیش هایی بود که زدین...دست شما درد نکنه..!

 

-----

حاج كاظم: جیـگرم سوخت ... شیشه شکست ... مامور اومد ... اسلحه اش چسبید به دستم ..!

پارامترهای مرتبط

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید


انصار کلیپ
سایت آوینی
عمارکلیپ
بچه های قلم
مای مدیا
مبین مدیا
اویس
مستضعفین
فرهنگ نیوز


دفتر مرکزی: تهران،

09128513265

Info[@]mostazafin.tv

آخرین کانال های ثبت شده

  • Ahmadz7
  • ofoghmedia
  • ali_ho
  • zistir
  • ehsanchehri
مستضعفین تی وی

Template Design:Dima Group